قواعد زبان شناختی قرآن

     چکیده:

           توجه به واقع نمایی زبان قرآن، عناصر فنی­آن، اصطلاحات خاص در زبان قرآن، توجه به کلمات کلیدی، کانونی و محوری، عناصر عرفی و عقلایی زبان قرآن، تطور زبان مبدأ(و مقصد،چند ساحتی بودن زبان قرآن، یک اصل مهم و ضروری در تفسیر وترجمه قرآن است. این مطلب مورد توجه لغت شناسان همچون راغب اصفهانی و... قرار گرفته همچونان مورد توجه اکثر مفسران بوده، که کلمات مثل: کافر، مؤمن و ایمان که در ترجمه های فارسی اکثر معمولا به همان صورت باقی می ماند؛ چون ترجمه آنها بسیار مشکل است و گاهی ترجمه یک کلمه مثل «الله» چند جمله می شود:«ذات دارای تمام صفات کمال و جمال که تمام موجودات سرگشته اویند و به او پناه می برند و ...». همه این مطلب بدان معنا نیست که واژگان به هیچ زبان قابل ترجمه نیست، بلکه ترجمه آنها مشکل است و طولانی می شود.بنا بر این در مورد ضرورت لازم است از معادل های نسبتا گویا استفاده شود؛ مثل واژه «خدا» در برابر «الله» که جنبه معنایی واجب الوجود بودن (خودآی) را می رساند اما ابعاد معنایی دیگر الله را نمی رساند. و توجه به کلمات محوری و ... نیز لازم است این مطلب در راستای درست هدف قرآن و اهداف سوره قرار می گیرد.

کلید واژگان: قرآن، مفسر، زبان، کفر، روش.

ادامه نوشته

فصاحت و بلاغت در قرآن

چكيده

كلام فصيح و بليغ آن است كه از ضعف تاليف، تنافر كلمات و تعقيد خالى باشد و به مقتضاى حال ايراد شود. وجوه امتياز قرآن با ساير كلامها عبارتند از: اسلوب ويژه، شمول فصاحت و بلاغت در سراسر قرآن، تكرار آيات بدون كاهش فصاحت و بلاغت. ملاحظه معارضه‏هاى امرءالقيس شاعر فصيح عرب در عصر نزول زاوياى روشنى از وجوه امتياز فصاحت و بلاغت قرآن بر ساير كلامها را آشكار مى‏سازد.

كليد واژه‏ها: فصاحت وبلاغت، اعجاز قرآن، امتيازات قرآن.

مقدمه

طبق اظهارات اهل فن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) جهت اثبات صدق دعوت خود شمار فراوانى قضاياى خارق‏العاده داشته‏است كه معجزه ناميده مى‏شود. شاخص‏ترين آنها كه جنبه جاودانگى هم دارد، قرآن كريم است. اين كتاب بزرگ آسمانى از جهات گوناگون خارق‏ العادگى دارد كه وجوه اعجاز قرآن خوانده میى‏شود.[1]يكى از آن وجوه هنرنمايى از نظر زيبايى كلام قرآن است كه در اصطلاح اهل تخصص به آن فصاحت مى‏گويند. سعى نگارنده در اين مقاله بر اين است كه در اين‏باره بحث كرده و هاله‏هايى از ابهام را از چهره اين وجه از اعجاز بزدايد.



[1] . مراجعه گردد به: مناهل العرفان، تاليف محمدعبدالعظيم زرقانى، ج‏2.

ادامه نوشته