نظریه کسب از دیدگاه اشاعره و ماتریدیه

چکیده:

نظريه کسب اشعري به طور خلاصه اين است که افعال بشر، هم به خداوند متعال منسوب است و هم به بشر، با اين تفاوت که خدا خالق افعال بشر و بشر«کاسب آن است. به عنوان مثال وقتي کسي سخن مي‌گويد، خداوند خالق صوت است و گوينده سخن، کاسب آن مي‌باشد، چنان که در قرآن هم آمده است:«لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اکْتَسَبَتْ» اين نظریه، ديدگاه گروه بزرگي از مسلمانان اهل سنت است.

انسان امروزی در پی مشخص نمودن تعیین حدود اختیارات ، مسئولیت ها و تکالیف بشراست در حالی که دغدغه پدید آورندگان و پرورندگان نظریه کسب نه یافتن حد مسئولیت فردی بلکه اثبات حضور خداوند در لحظه لحظه و جای جای هستی بوده است که باتوجه به دیدگاه ها  و تاویل هرکدام از فرق اسلامی و اندیشمندان مبارز وقت،اینک ما وارثان اندیشه های ناب و متفاوتی هستیم.

اخـتـلافات فـكرى و نظرى در جوامع یک پدیده نوین نبوده و نخواهد بود و تا آنجا كه اصول اعتقادی خدشه دار نگردد و غرض و مرضی در کار نباشد نه تنها ضرری نخواهد داشت بلکه مفيد فایده بوده و به پویایی ، پالایش مذاهب و پيشرفت آنان کمک شایانی خواهد نمود.

کلید واژگان: کسب، خلق، فعل، اعتقاد و توحید.

مقدمه:

اخـتـلاف مـسـلمـين در مسائل كلامى و فقهى به اندازه این نیست كه پايه وحـدت و بـيـنـش اعـتـقـادى و روش عـلمـى مسلمین را مـتزلزل كند، زیرا مشتركات اعتقادى وعملى آنها  بقدری زياد است که نمى تواند موجبات اختلاف اساسى فی مابین فرق اسلامی گردد.معاندان هم بر این موضوع اشراف داشته و بر آن هستند که از دریچه سیاست با طرح مسائل بی اساس و بی ارزش ما بین فرق کلامی اختلاف بیندازد که تا حدودی به نتایج مورد نظر دست یافته که این موضوع در آینده نگرانی های را به همراه خواهد داشت.

براي درک بهتر اين نظريه ابتدا بايد مراتب توحيد را یادآور شويم تا محل بحث آشکار شود.

الف« توحيد ذاتي: توحيد در ذات يعني خدا يکي است و متعدد نيست؛

ب« توحيد صفاتي: در ميان مذاهب اسلامي تنها اماميه معتقد است که صفات خدا از نظر مفهوم متعدد است اما در مقام تحقق، يکي است»؛ زيرا اماميه صفت را عين ذات مي‌داند«بدين معنا که مفهوم علم، غير از مفهوم قدرت است، اما آنچه مصداق علم است مصداق قدرت هم هست و چنان نيست که قسمتي از ذات خدا را علم و قسمتي ديگر را قدرت تشکيل دهد، بلکه خدا سراسر علم و قدرت است.

ج« توحيد در خالقيت: توحيد در خالقيت يعني آفرينشگري، منحصر در خداوند متعال است. اين عقيده هم دليل شرعي و هم عقلي دارد و مورد قبول اماميه و اشاعره مي‌باشد اما در تبيين آن اختلاف نظر وجود دارد.

د« توحيد‌ در ربوبيّت: يعني اداره هستي بعد از آفريدن، تنها در دست خداست چنانکه اشاره شد اماميه با اشاعره در تفسير توحيد در خالقيت، اختلاف نظر دارند.

ادامه نوشته

رؤیت خداوند در قیامت

چکیده:

محل نزاع رؤیت حسی است، اما در مورد امکان شهود قلبی و رؤیت خداوند به چشم باطن هیچ موحد تردیدی ندارد و همه مسلمانان معتقدند که انسان مومن بر اثر تهذیب نفس به نورانیت درونی و کمال معرفت می رسد که در پرتوی این نور باطنی، عظمت و هیبت، جمال و جلال خداوند را به طور یقین و آشکار درک می نماید و در این نوع رؤیت نه تنها در آخرت، بلکه در دنیا هم میتوان دست یافت.

امکان رؤیت حسی مشروط به تحقق شرایط ششگانه است که عبارتند از: 1. سالم بودن و عیب و نقص نداشتن حسی بنایی بیننده؛ 2. رو به رو قرار گرفتن بیننده و شی مرئی؛ 3. قرار گرفتن شئ مرئ در فاصله معین: نه بسیار دور و نه بسیار نزدیک؛ 4. عدم وجود مانع میان بیننده و شئ مرئ؛ 5. عدم بی رنگی و شفافیت شئ مرئ؛ 6. وجود نور کافی. جمهور اهل سنت- اشعاره و ماتردیه- معتقدند که می توان خداوند را در دنیا و آخرت با چشم حسی رؤیت نمود و رؤیت خارج از قاعده رؤیت حسی که مشروط به تحقق شرایط ششگانه است، می باشد.

 معتزله و شیعه امامیه قایل هستند که چون در دیدن حسی شرایط ششگانه لازم است و شرط تحقق این شرایط، جسم بودن مرئی، جهت داشتن و تحت تأثیر نور واقع شدن آن است و خداوند منزه از همه این لوازمات موجود جسمی است، پس قابل رؤیت در دنیا و آخرت نیست و از طرفی، عبارت«لن ترانی» مطلق است، دنیا و آخرت را شامل می شود، لذا خداوند در دنیا و آخرت مطلقا قابل رؤیت حسی نیست.

کلید واژگان: رؤیت حسی، آخرت، توحید، اعتقاد و اختلاف.

مقدمه:

یکی از موضعاتی که در مباحث کلامی مورد چالش متکلمان و حکمای اسلامی واقع شده و در بخش شناخت خداوند برای آن بابی را اختصاص داده اند مسئله رؤیت خداوند است.

 در این مقاله سعی خواهد شد پس از تصویر نمای این مسئله و تذکر نکات اساسی، دیدگاه جمهور اهل سنت را با ارائه ادله نقلیه و عقلیه ایشان در حد لازم و کنجایش مطرح باید کرد ضمنا، اشکالات وارده بر ادله عقلیه و نقلیه را بلا واسطه پس از ارائه و تقریر آن، بیان خواهیم نمود تا که قضاوت صحت و سقم ادله و همچنین اشکالات وارده بر آن درست انجام گیرد.

بسیارى از اندیشوران اهل سنت بر این باورند که خداوند اگر در این جهان دیده نشود در عالم قیامت دیده خواهد شد! برخی از آنان در این رابطه گفته اند: هذا مذاهب اهل السنة و العلم بالحدیث؛  این عقیده اهل سنت و دانشمندان حدیث است بعضی هم پیرامون رؤیت خداوند توسط حضرت موسی و بنی اسرائیل گفته اند: نه این که رؤیت خداوند ممکن نباشد، بلکه حضرت موسی توان دیدن خداوند را نداشت.[1]



[1] . سید بن قطب بن ابراهیم شاذلی، فی ظلال القرآن، ج ‏۳، ص ۱۳۶۹، دارالشروق‏، چاپ بیروت، قاهره، چاپ هفدهم‏، ۱۴۱۲ هـ ق‏.

ادامه نوشته